تبليغاتX
بيا تا قدر يكديگر بدانيم
كليه مطالب اعم از اخبار عكس شعر و .........
سلام به همه دوستان عزيزم اميدوارم كه سالي خوب و پرباري را در پيش رو داشته باشيد

اميدوارم سال جديد رو با هفت سينی از
 
 سلامتی*سربلندی*سرور*سرسبزی*صميميت*سرخوشی*سعادت
 
شروع کنيد
 
يادمون باشه سر سفره هفت سين به ياد مريض ها و اونايی که
 
مستمند هستن باشيم و برای همه و اونايی که دوستشون داريم
 
 و ايران عزيزمون دعا کنيم
 
+ نوشته شده در  84/12/28ساعت 9:36  توسط ليلا | 

+ نوشته شده در  84/12/27ساعت 13:9  توسط ليلا | 

 تصاير مراسم فارغ‌التحصيلي زنان پليس

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  84/12/24ساعت 9:38  توسط ليلا | 

Angel

عشق مانند ويلون است موزيک آن ممکن است

قطع شود ولی تارهای آن هميشه می ماند
 
عشق مانند جنگ است ،
 
 به راحتی شروع ميشود اما به سختی پايان میپذيرد
 
عشق تازه از زمين است و عشق کهنه از بهشت
 
وقتی عشق وجود داشته باشد
 
هيچ خانه ای کوچک نيست
 
عشق مانند جيوه در دست است
 
اگر انگشتان خود را باز نگه داری می ماند
 
 ولی اگر دست خود را مشت کنی
 
از ميان انگشتانت فرار ميکند
 
عشق يعنی حمايت 
 
احترام و علاقه دو انسان به همديگر
 

+ نوشته شده در  84/12/24ساعت 9:0  توسط ليلا | 
به نام او که موسيقی کيهانی را عاشقانه می نوازد
 
نيكي و بدي
 
لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگي شد، مي بايست "نيكي" را به شكل عيسي" و "بدي" را به شكل "يهودا" يكي از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي كرد.كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل ها ي آرماني اش را پيدا كند.
 
 
روزي دريك مراسم همسرايي, تصوير كامل مسيح را در چهرة يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرح هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز بري يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود.
 
كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمي فهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.
 
 
 
وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: كي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پراز روًيايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهرة عيسي بشوم!
 
"مي توان گفت: نيكي و بدي يك چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است كه هر كدام كي سر راه انسان قرار بگيرند."
 
پائولو كوئيلو
 
 
+ نوشته شده در  84/12/22ساعت 11:44  توسط ليلا | 

 

 

 

 

 فائقه آتشين (گوگوش)

خانم فائقه آتشين "گوگوش" در 18 بهمن 1331شمسی مطابق با 7 فوريه 1951 ميلادی (و به نقلی دیگر در سال 1328شمسی) در خيابان سرچشمه در جنوب تهران متولد شد.
برخی نوشته اند که پدر او صابر و مادرش فائزه از آذربايجانی هايی بودند که از شوروی سابق مهاجرت کرده بودند اما برخی می گويند پدر او اهل سراب تبريز بود که به تهران آمد و ساکن شد.
"گوگوش"کلمه ای است ارمنی و نام مرد است می گويند وقتی گوگوش خيلی کوچک بود يک حانواده ارمنی همسايه آنها بودند که پسری به نام گوگوش داشتند .خانم آتشين ،"گوگوش" از اين نام خوشش آمد و به عنوان نام هنری خود انتخاب کرد.پدر وی هنرمند و آکروبات بود و در تماشاخانه ها به حرکات آکروباتيک می پر داخت که در آن روزگار بسيار پرطرفدار بود ومردم از برنامه های او استقبال می کردند گوگوش خردسال نيز گاهی به پدر کمک می کرد و از اين رو در دو سه سالگی روی صحنه رفتن را تجربه کرد. پدر گوگوش او را به هنر موسيقی و اجرا تشويق می کرد آثار نبوغ و استعداد در همان کودکی در گوگوش هويدا بود و همه را به تحسين وا می داشت.گوگوش از دوران خردسالی در راديو و تلويزيون هنرمندی می کرد. ترانه هايي که با صدای کودکانه و سيمای معصوم و زيبايش در برنامه های راديو و تلويزيون می خواند بسيار دلنشين و پر طرفدار بود .زمان سپری شد و دوران نوجوانی و جوانی وی فرا رسيد .او دختری زيبا و خوش اندام بود و استعداد و نبوغ او در موسيقی و هنر با سالها تمرين و تجربه عجين شد و گوگوش را به يکی از محبوبترين خوانندگان تاريخ موسيقی ايران تبديل کرد و حتی اين شهرت و محبوبيت از ايران نيز پا فراتر گذاشت و در سر تاسر جهان به خصوص تاجيکستان نيز کشيده شد .برخی او را "شاهماهی موسيقی ايران " ناميده اند.
تا آنجا که من ميدانم زندگی کمتر هنرمندی در تاريخ موسيقی ايران اين چنين افتخار آميز اما پر فراز و نشيب بوده است از آنجا که در حجم اين مقاله محدودم مابقی زندگی هنری گوگوش و زندگی شخصی او را مانند گزارشی ارائه می کنم اميدوارم حس و حال ابتدای اين مقاله و مطالب آينده شما را برانگيزد و خود بيشتر درباره گوگوش بخوانيد.
وی برای اولين بار با بهروز وثوقی بازيگر معروف و بار ديگر با مسعود کيميايی کارگردان مشهور ايرانی ازدواج کرد و همچنين مادر خواننده جوان "کامبيز"است.گوگوش علاوه بر خوانندگی بازيگر توانايی بود ودر فيلمهای مشهوری چون

بيم و اميد (۱۳۳۹)
گدايان تهران (۱۳۴۵)
ستاره هفت آسمون (۱۳۴۷)
سه ديوانه (۱۳۴۷)
پنجره (۱۳۴۹)
احساس داغ (۱۳۵۰)
بی تا (۱۳۵۱)
ممل امريکايی (۱۳۵۳)
شب غريبان (۱۳۵۴)
همسفر (۱۳۵۴)
ماه عسل (۱۳۵۵)
نازنين (۱۳۵۵)
در امتداد شب (۱۳۵۶)
امشب اشکی می ريزد (۱۳۵۷) هنرمندی کرد.
خوانندگی گوگوش دچار وقفه شد و در سال 1379او دوباره در کانادا خوانندگی کرد.
هنوز بخش مهمی از زندگی هنری گوگوش ناگفته باقی مانده و آن سبک و نقش او در موسيقی و خوانندگی است و تاثيری که بردلها گذاشت.برای بيان اين مطلب شما را به نظر دو تن از افرادی که در زندگی هنری و شخصی وی تحقيق کرده اند دعوت می کنم
آفای محمود خوشنام کارشناس موسيقی:"
گوگوش به يقين چهره ی استثنائی موسيقی پاپ ايران است. او تنها صدای خوش ندارد. دريافت شعر و آهنگ و تفسير سازگار آن ها از مهارت های ويژه ی او است. به جرات می توان گفت که در طی 40 سالی که از حضور او بر صحنه ی مو سيقی پاپ ايران می گذرد همتای همسنگی پيدا نکرده است. آن ها نيز که از او تقليد کرده اند در همان حد مقلد باقی مانده اند!"
مرحوم محی الدين عالم پور نويسنده کتاب "روزگار تلخ و شيرين گوگوش"(شرح زندگی هنری و شخصی گوگوش )و کسی که در دوران وقفه خوانندگی گوگوش از تاجيکستان به ايران امد و درباره زندگی اش با او مصاحبه کرد:
"گوگوش خدمتش را در راه هنر انجام داد خيلی صادقانه از ته دل و صميمانه و بدون ريا.او مکتب هنری ويژه خود را ايجاد کرد تکميل نمود زيرا از سه سالگی روی صحنه بود آواز خواند نقش آفريد و روح مردم را با صدای دلنشينش نوازش داد و به دل و ديده مردم نشست.سعادت خودش وبهترين سالهای زندگی اش را برای هنر قربانی کردو به قله مقصود رسيد بلی رسيد و اکنون بايد در اين قله پيروزی جاودان بماند"

 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 10:41  توسط ليلا | 
 
  
دستها بالا بود. هر کسي سهم خودش را طلبيد.سهم هر کس که رسيد،
داغ تر از دل ما بود ولي نوبت من که رسيد،
سهم من يخ زده بود! سهم من چيست مگر يک پاسخ
پاسخ يک حسرت! سهم من کوچک بود
قد انگشتانم عمق آن وسعت داشت
وسعتي تا ته دلتنگيها شايد از وسعت آن بود که بي پاسخ ماند!
Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with
 1000's of emoticon icons
 
 
من و تو هر دو به يک شهر و زهم بی خبريم
هردو دنبال دل گمشده در بـه دريم
ما کـه محتاج نفسهـای هميـم آه چـرا؟
از کنار تـن يخ کرده هم می گذريـم
 
        برام دعاكنيد

 

 

 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 9:20  توسط ليلا | 
 
 
من متهم هستم من متهم هستم به بد بودن / من متهم هستم كه شايد / شايد دروغي گفـته باشم/ شايد سلامي كرده باشم/ شايد نگاهي را اميدي داده باشم / شايد در آن شعري كه دارم سايه اي باشد/ شايد هزاران شايد ديگر / حتي قسم خوردم / با اشكهاي نازكي در چشمهاي شب نخوابيده / حتي براي چشمه بودن هم من متهم هستمUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
  
 
همه ميگفتن درسته !
منم باور کردم چون همه مي گفتن !
اما درست نبود !
و همه اشتباه مي گفتن !
اين وسط تنها آدمي که ضرر کرد
من بودم نه « همه » !!!Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
  
بيا تا برايت بگويم Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
چه اندازه تنهايي من بزرگ است
و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش بيني نمي كرد
  
به من گفت بيا
به من گفت بمان
به من گفت بخند
به من گفت بمير
آمدم ماندم خنديدم مردم Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
بچه هابرام دعا كنيد
 
 
          Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
+ نوشته شده در  84/12/17ساعت 9:52  توسط ليلا | 
 
عشق با روح شقايق زيباست
 
عشق باحسرت عاشق زيباست

عشق با نبض دقايق زيباست

عشق با زهر حقايق زيباست

عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست
 
 

 

من به درماندگي صخره و سنگ

من به آوارگي ابر ونسيم

من به سرگشتگي ‌آهوي دشت

من به تنهايي خود مي مانم

من در اين شب كه بلند است به اندازه حسرت زدگي

گيسوان تو به يادم مي آيد
 ...
من در اين شب كه بلند است به اندازه حسرت زدگي

شعر چشمان تو را مي خوانم
 
چشم تو چشمه شوق

چشم تو ژرفترين راز وجود

برگ بيد است كه با زمزمه جاري باد

تن به وارستن عمر ابدي مي سپرد

تو تماشا كن

كه بهار ديگر

پاورچين پاورچين

از دل تاريكي مي گذر

و تو در خوابي

و پرستوها خوابند

و تو مي انديشي

به بهار ديگر

و به ياري ديگر

نه بهاري

و نه ياري ديگر

حيف

اما من و تو

دور از هم مي پوسيم

غمم از وحشت پوسيدن نيست

غمم از زيستن بي تو دراين لحظه پر دلهره است

ديگر از من تا خاك شدن راهي نيست

از سر اين بام

اين صحرا اين دريا

پر خواهم زد خواهم مرد

غم تو اين غم شيرين را

با خود خواهم برد ...
 
*****************************
یا حق
*******************
 
بعد از تو دلم هميشه گريان باشد
 
چون موج اسير خشم طوفان باشد
 
بعد از تو شود نگاه من خشک به در
 
تنها و غمين و بی نگهبان باشد
 
بعد از تو دگر نمی پذيرم دل را
 
دل را هوس هميشه نالان باشد
 
آن موی سيه چشم خمار آلودت
 
من باشم و اين قلب پريشان باشد
 
 
 
 
+ نوشته شده در  84/12/13ساعت 10:35  توسط ليلا | 

[3 صفر 57] - «حضرت امام محمد باقر(ع)» پنجمين ستاره آسمان امامت درمدينه منوره قدم به عرصه حيات نهادند. مادرامام محمد باقر(ع) فاطمه دخت گرامي امام حسن مجتبي (ع) بود، ازاين رو آن حضرت هاشمي و علوي محسوب مي شوند. دوران زندگي امام محمد باقر(ع) بسيارپرآشوب و نابسامان بود. زيرا ازيك طرف شهادت امام حسين (ع) تأثيربسيارعميقي درمحيط جامعه اسلامي گذاشته بود و ازطرف ديگرجنايتهاي اجتماعي و مفاسد اخلاقي خلفاي آل مروان و آل زياد مردم را به تنگ آورده بود. امام محمد باقر(ع) درچنين محيط نابساماني با درايت خاص خويش اصول فقه را بنيان گذاشتند و مكاني علمي- مذهبي بنا كردند كه دانشمندان بسياري دراين مركزپرورش يافتند. عمق دانش و اِشراف امام محمد باقر(ع) برعلوم مختلف موجب شد كه ايشان را« باقِرُ العلوم» يعني شكافنده دانشها بخوانند. امام پنجم دردوران امامتشان با مخالفتهاي امويان مواجه بودند اما با وجود فشارها و تنگناهاي بسيار، امام باقر(ع) ازطريق تعليم و تربيت طالبان علم، جنبش علمي دامنه داري را آغازكردند كه مقدمات تأسيس دانشگاه اسلامي را دردوران خفقان اموي پي ريزي كرد. اين امربا پرورش دانشمندان علوم اسلامي درزمان فرزند بزرگوارامام محمد باقر«ع» يعني امام جعفرصادق «ع» شكل گرفت و به ثمررسيد.

+ نوشته شده در  84/12/13ساعت 9:48  توسط ليلا | 
 
 
هميشه گفته ام جاده منتظر است...
 
چشم من و شتاب او ....
 
دل من و انتهاي او ...
 
خستگي پاهاي من و سماجت ناتمام او ...
 
من دلم شادي يك اسباب بازي مي خواهد ...
 
من دلم زلالي آب مي خواهد نه شيشه سراب !
 
تو اي همسفر بيابانهاي طولاني ...
 
تو اي هم سلولي اين شب زنداني ...
 
و تو اي مسافر عشق باراني ...
 
من شبگردي را از گردباد بيابان آموخته ام ...
 
دستهاي تنهايت را به من بده تا دريچه هاي نور را نشانت دهم ...
 
نگران شبهاي تيره نباش ...
 
بيتاب شبهاي بيقراري باش كه ترا نشان خواهم داد
 
ياس و نرگس و سوسن چه خاصيتي دارند اگر همراه من باشي
 

 

به نام عشق و زندگي تو را انتخاب كردم
من از در خونه دل همه رو جواب كردم
گفتم براي چيدنت گلي از گلزار بهشت
ديگه به اميد خدا ميرم به سوي سرنوشت
زدم به قلب زندگي براي انتخاب يار
قرعه به نام تو زده سهم من و اين روزگار
عاقبت يار ديگه خوب و بدش به دست توست
بذار كه سربلند باشيم شكست من شكست توست
من دوست دارم را به تو راحت گفتم
گفتم ولي از روي صداقت گفتم
گاهي وقتي كه مي خوام به ياد تو گريه كنم
اشـــك بيكسي من گونه هامو مي سوزونه
تا مياد خنده ي رو لب هاي من جون بگيره
ياد چشمات روي لبخند من و مي پوشونه
جاي خاليت مثل يك خار توي چشمام ميشينه
كور ميشه بي تو انگاري دنيا رو نميبينه
در و ديوارهاي خونه از تو داره صد نشونه
گل هاي باغچه ميگيرن از فراق تو بهونه
كاش مي شود با مهربوني پُـر كنيم فاصله ها رو
من مي خوام اما چه فايده دل تو نا مهربونه
من مي خوام اما چه فايده دل تو نا مهربونه
جاي خاليت مثل يك خار توي چشمام ميشينه
كور ميشه بي تو انگاري دنيا رو نميبينه
من كه چون شمعي به شام تار تو افروختم
هر چه كردي با دلم از شكوه لب را دوختم
روز شب بوده دعايي من سلامت بودنت
پس چرا آتش شدي از شعله هايت سوختم
خيلي دوست دارم

 

 

+ نوشته شده در  84/12/10ساعت 11:7  توسط ليلا | 
 نيكلاس كيج
 
نام كامل:LEONARDO WILHELM DICAPRIO
نام هنري:NICOLAS CAGE
قد: 185 سانتي متر

 

نيكلاس كيج در۷   ژانويه 1964 در لانگ بيج كاليفرنيا متولد شد . پدرش آگوست كاپولا استاد ادبيات و مادرش جوي وجلسانگ يك رقاص بود .
نيكلاس كيج برادرزاده فرانسيس فورد كاپولا (كارگردان ) است .
او دوازده سال داشت كه پدر و مادرش از هم جداشدند . او همراه پدرش به سانفرانسيسكو رفت . او عاشق بازيگري بود .
تا اين حد كه تحصيل در دوران دبيرستان را رها كرد و وارد كنسرواتوار جوانان سانفرانسيسكو شد و يك سال بعد در سال 1981 بازيگري را از تلويزيون شروع كرد. چندي نگذشت كه وارد عالم سينما شد و خيلي زود به عنوان يك چهره جوان به شهرت رسيد .
او در سال 1995 براي بازي در نقش يك نويسنده دائم الخمر در فيلم ترك لاس وگاس اسكار بهترين بازيگر را دريافت كرد.
او مهارت خود را در اجراي دو نقش كاملا متفاوت و رودررو در فيلم تغيير چهره (جان وو، 1997) به معرض نمايش گذاشت .
پس از سه چهار سال،‌ نيكلاس كيج بار ديگر نام خود را در محافل سينمايي سر زبانها انداخت. بازي قدرتمندانه او در دو نقش - دو برادر دوقولوي نويسنده - در كمدي مبتكرانه اقتباس، نويد دومين اسكار را به او مي دهد .
نيكلاس كيج از سر گيجه مزمن رنج ميبرد . وي عاشق  بداهه گويي ميباشد .
او نـام خـود را از يـك رمـان كـمـيـك بـنـام LUKE CAGE برگرفته است .
درآمد وي از فيلم WIND TALKERS در سال 2002 بيست ميليون دلاربوده است .

همسران:

1- PATRICIA ARQUETTE ، شغل: بازيگر ، سال ازدواج : 1995 ، سال طلاق: 2001.
2- LISA MARIE PRESLEY دختر الويس پريسلي  ، سال ازدواج : 2002 ، طلاق : 4 ماه بعد .
3-ALICE KIM  ، نوزده ساله ، سال ازدواج : 2004 .
 
روابط ديگر:
 KRISTINA FULTON ، شغل: مدل .     
پسر:
 WESTON FORD COPPOLA ، پانزده ساله ، نام مادر: KRISTINA FULTON .
جوايز دريافتي:
برنده جايزه اسكار بهترين بازگر نقش اول براي ايفاي نقش در فيلم ترك لاس و گاس

 

پارتيشيا آركويت

نيكلاس كيج و ليزا ماري پريسلي

نيكلاس كيج و ليزا ماري پريسلي

نيكلاس كيج و آليس كيم

نيكلاس كيج و تيا لئوني در مرد خانواده

 
+ نوشته شده در  84/12/09ساعت 12:26  توسط ليلا | 

ta ra neh ha

  در برق آن نگاهت  ٬هرشب رهايم ای دوست   

   شاعر شدم که روزی وصفت نمايم ای دوست

         چشمان پرفروغت ٬ ميعادگاه عشق است       
 
            من آسمان چشمت را می ستايم ای دوست
 
                   احساس و شور عشقی باز آی ای بی تو زردم
   
                        عمری به درد دوری من مبتلايم ای دوست              
         
 درد است زنده بودن وقتی شبی نباشی
           
   گربی تو زنده بودم ٬گو بی وفايم ای دوست. 
Hand-made Ivory Beaded Lily
مرا تنها مگذار! بي تو آسمان زيبا نيست و راه رفتن ابرها به راه رفتن مردگاني مي ماند كه از خوابي دير برخاسته اند.
بي تو كتابها بسته مي مانند و قلمها ناي نوشتن ندارند. بي تو هيچ جاده اي به طرف افقهاي روشن نمي رود و هيچ جنگلي به فكرسبز شدن وباليدن نمي افتد وهيچ پرنده اي بالهايش رابراي پرواز آرايش نمي كند.
 
مرا تنها مگذار! نمي خواهم دراتاقي كه از بوي خورشيدتهي است نفس بكشم. نمي خواهم درمحاصره ديوارها و پرده هاباشم.  نمي خواهم شكل ستاره ها راازيادببرم. بي تو لبخندمفهوم ندارد وزندگي يك معماي حل ناشدني است.بي تو زمين يك توپ سرگردان است و دلم يك تكه يخ است . بي توشعرهاي شرقي من بي معناست و گلهايي را كه در باغچه كاشته ام رنگ وبويي ندارند.
 
مراتنهامگذار! من نميتوانم اين همه كوه و صخره و آهن رابر شانه هاي نحيفم حمل كنم. من طاقت روبرو شدن باامواج بلنددريا وآرامش سپيداقيانوس راندارم. بي تو خواب بدمزه و تلخ است ومن هزاران سال است كه پلك بر هم نگذاشته ام
وهزاران سال است كه آغوشم را به روي كسي نگشوده ام وهزاران سال است كه آوازنخوانده ام. بي تو پنجره ها خالي ازمنظره اند وسينه ها خالي از شور و شوق
 
مرا تنها مگذار! من نمي توانم ثانيه هاي سرد وساكت رابه طرف فردا هل بدهم  وروي نزديكترين درخت قلبم رابه يادگار حك كنم.

 

اميدوارم اوني روكه دوسش دارين هيچ موقع تنهاتون نذاره

 
 
دخترتنهاي شبUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
  
 
+ نوشته شده در  84/12/09ساعت 9:40  توسط ليلا | 

شکیرا

شکيرا ايزابل مبارک ريپل(shakira Isabel mebarak Ripoll) در دوم فوريه 1977 در روز چهارشنبه (Barranquilla) در کلمبيا به دنيا امده است.پدرش ويليام مبارک(William Mebarak) يک امريکايی لبنانی تبار است ومادرش نيديا ريپل(Nidia Ripoll)يک کلمبيايی است.
شکيرا در يک خانواده فقير متولد شده، پدرش جواهر ساز و نويسنده است، در دوران مدرسه عضو گروه کر مدرسه بوده و به خاطر اينکه خيلی بلند وقوی می خونده (مثل حالاش) از گروه اخراج شده. اون با آلبوم Magia که در 13سالگی خونده بود تونست برای فستيوال OTI اسپانيا انتخاب بشه، اما به دليل سن کمش، بهش اجازه شرکت در فستيوال رو ندادند، که بعد از اون با آلبوم Peligro تونست انتقام سختی ازشون بگيره (دمش گرم) يکبار هم توسط دولت کلمبيا مورد تقدير قرار گرفته و تونسته مجوز ملاقات رسمی با پاپ رو در واتيکان به دست بياره. معنی اسمش رو هم که حتماً خودتون اطلاع داريد، شکيرا (بر وزن فعيلا) در زبان عربی به معنی "زيبا و خوش اندام". در ضمن من شنيدم اون علاوه بر زبان مادريش يعنی لاتين،به زبان های اسپانيايی و انگليسی کاملاً مسلطه و با زبانهای عربی- ايتاليايی و حتی فارسی!!! آشنايی داره.
شکيرا ازهمان دوران بچگی به موسيقی و سرودن شعر علاقه زيادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولين شعرخود را سرود ودر يازده سالگی گيتار نواخت.
در سيزده سالگی برای انتشار البوم جادو (magia) که شامل ترانه هايی بود که او در سنين هشت تا سيزده سالگی سروده بود قرار دادی با شرکت (sony musik Colombia) امضاء کرد.
او پس از فارغ التحصيل شدن از دبيرستان تصميم گرفت زندگی خود را وقف موسيقی کند به این ترتيب چندی بعد البوم دوم خود (peligro) ياهمان خطر(danger) را ضبط کرد.
پس از اين البوم(pies descalzos)ياهمان پاهای برهنه (bare feet) را به بازار عرضه کرد. اين البوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکيرا بود. به جرات می توان گفت که اين البوم با فروش چهار ميليون کپی درهشت کشور جهان نام شکيرا را به عنوان يک خواننده و اهنگساز توانای (pop-rock)بر سر زبان ها انداخت و بدين ترتيب بود که البوم بعدی او (donde estan los ladrones) به بازار های امريکا راه يافت.
شکيرا در جايی درباره نوع موسيقی خود می گويد من اگر چه یک کلمبيايی بودم ولی به گروه هايی نظيرled zeppelin the care---the police---the beatles وnirvana علاقه داشتم و با وجود اين علاقه زيادی به موسيقی rock داشتم به علت اينکه اصليتی لبنانی دارم به موسيقی عربی نيز علاقه پيدا کردم و در واقع اهنگ هايی که من می سازم ترکيبی از موسيقی(pop-rock وعربی) است.
اولين البوم شکيرا به زبان انگليسی(laundry service) سرويس لباسشويی است که در سال 2001 به بازار امد.در ابتدا او خود علاقه زيادی به خواندن به زبان انگليسی را نداشت اگر چه به اندازه کافی به اين زبان تسلط داشت اما ترجيح می داد تا اسپانيايی بخواند.تا زمانی که او با اميليو وگلوريا استفان همکاری می کرد اين دو نفر او را قانع کردند تا به زبان انگلیسی نيز بخواند. و از اين رو او اولين اهنگ خود را به زبان انگلیسی نوشت که اين ترانه با نام اعتراض (objectron) در البوم سرويس لباسشويی جای گرفت.
جديد ترين البوم شکيرا که به بازار امده است وقرار است به بازار راه يابد در سال 2005با نام های (fijacion oral vol 1)به زبان اسپانيايی است که به بازار امده است والبوم(oral fixation 2)که به زبان انگليسی است وقرار است به زودی به بازار راه يابد.البوم (fijacion oral vol 1)در سه هفته اول به فروش 1800000رسيد که من اميد وارم که البوم (oral fixation 2) به زبان انگليسی که قرار است(November 28 and 29 يا همان 8و7ماه اذر)به بازار راه يابد و به فروشی چند برابر نصبت به البوم اسپانيايی برسد در هفته های اول ورکورد جهان را ارتقاء دهد البته فکر نمی کنم رکورد فروش البوم در هفته های اول بالای پنج ميليون باشد.
اگر بخواهيم راجع به موسيقی شکيرا و خود او تعريفی کامل و مختصر ارائه دهيم بدون شک تعريف نويسنده توانای کلمبيايی برنده جايزه نوبل ادبی گابريل گارسيا مارکز بهترين تعريف است:{موسيقی او ويژگی هايی دارد که موسيقی هيچ کس ديگراين ويژگی ها را ندارد.هيچ کس نمی تواند مانند او بخواند وبرقصد}.که من با نظر ايشان صد درصد موافقم که اگر کسی که کنسرتهای شکيرا که تمامی(live) يا همان زنده خودمان است را ديده باشد و کليپ هايش رانگاه کرده باشد با نظر ايشان موافقت می کند

 

+ نوشته شده در  84/12/08ساعت 9:20  توسط ليلا | 
 
سخن عشق
عشق واقعي، ايثار است. با دادن و نه ستاندن، با از دست دادن و نه به
 
دست آوردن، با رهاكردن و نه با تملك است كه عشق می‌ورزيم.
 
Doost_e_Gharib@yahoo.com
زندگی حقيقی در عشق خدا و مهر به موجودات ريشه دارد،
 
برخاك تواضع می‌رويد و ميوه‌اش معرفت الهی‌ست.
 
Doost_e_Gharib@yahoo.com
شعله عشق هرگز خاموش نمی‌شود .
 
تمامی ظلمت دنيا هم قادر به خاموش كردن آن نيستند.
 
Doost_e_Gharib@yahoo.com
تنها عشق حقيقی عشق الهی‌است .
 
انواع ديگر عشق در صورتی مفيدند كه عشق
 
 الهی در قلب حضور داشته باشد.
 
Doost_e_Gharib@yahoo.com
عشق حتی زمانی كه آسيب ببيند نمی‌تواند آسيب برساند.
 
 عشق صبور، بخشاينده و وفادار است.
 
عشق اعتماد می‌كند و می‌بخشد بی‌آن كه به فكر گرفتن باشد.
 
Doost_e_Gharib@yahoo.com
مهمترين وظيفه برای جوينده معنويت، پرورش عشق به خداست.
 
با عشق به زنجديدگان می‌توان به خدا عشق ورزيد.
 
Doost_e_Gharib@yahoo.com
راه عشق شعله‌ها هموار می‌كنند، راه عشق را فقط كسانی
 
 می‌پيمايند كه شهامت آن را دارند از ميان شعله‌ها بگذرند،
 
 فقط چنين كسانی به سرور ابدی دست خواهند يافت.
 
Doost_e_Gharib@yahoo.com
عشق منجی جهان است. پرده‌ها را كنار بزنيد تا عشق وارد شود،
 
تا اگر تندبادها خروشند و توفان‌ها شما را در برگيرند در آرامش باشيد.
 
Doost_e_Gharib@yahoo.com
منتظر نشويد تا ديگران به شما عشق بورزند،
 
 بلكه نخست شما بايد به آنها عشق بورزيد.
 
 
 
 
 
                 
 
خودت شعر مرا افشا کن ای دوست
 
خيال مرده را احيا کن ای دوست    
 
من اين غمنامه را با خون نوشتم
 
خودت اين نامه را امضا کن ای دوست
 
من و تو هر دو به يک شهر و زهم بی خبريم
 
هر دو دنبال دل گمشده ای در گذريم
 
ما که محتاج نفسهای هميم آه ! چرا
 
از تن يخ کرده هم می گذريم
 
ما دو کبکيم هوا خواه هم اما ....افسوس
 
 پرپرواز نداريم که بی بال و پريم
 
آسمان يا که نفس آه ! چه فرقی دارد
 
پر پرواز نداريم که بی بال و پريم
 
 
+ نوشته شده در  84/12/07ساعت 12:50  توسط ليلا | 
تام كروز
 
نام كامل:TOMAS CRUISE MAPOTHER 4

قد: 183 سانتي متر.

وزن: 77 كيلو گرم.
 
تـام كـروز در 3 جولاي 1962 در يك خانواده فقير در نيويورك آمريكا به دنيا آمد .
پدرش  THOMAS CRUISE MAPOTHERيك مهندس الكترونيك بود و مادرش MARY LEE MAPOTHER خانه دار .
پدرش خيلي زود بر اثر سرطان درگذشت و مادرش دوباره ازدواج نمود . نام ناپدري تام كروز JOE SOUTH  است . پس ازفوت پدرش بار مسئوليت وي نيز افزايش يافته و به همين خـاطر روزگار سـخـتـي را سپـري كـرده است.
جالب است بـدانـيد كه تام كروز مدتي در سمينارهاي مذهبي و ديني درس ميخـوانده چـرا كــه قصد داشت روزي كشيش گردد.
سرانجام وي با ايفاي نقش در فيلم RISKY BUSINESS به شهرت دست يافت.
وي سه خواهر دارد :
* LEE ANNE  : تبليغات تام كروز را بعهده دارد.
* MARRIAN : صاحب رستوراني در نيوجرزي ميباشد.
* CASS : آموزگار.
همسران:
1-MIMI ROGERS ، بازيگر، تاريخ ازدواج: 1986، تاريخ طلاق: 1990.
2-NICOLE KIDMAN ، بازيگر ، تاريخ ازدواج: 1990، تاريخ طلاق: 2001.
دوستان پيشين وي:
1-PENELOPE CRUZ
2-REBECCA DEMORAY
3-SOFIA VERGARA
4-KATIE HOLMES(دوست فعلي وي)
فرزندان:
* پسر:CONNOR ANTHONY KIDMAN CRUISE --- 10 ساله.
* دختر:ISABELLA JANE KIDMAN CRUISE  ---- 12 ساله.
توضيح:هر دو فرزند خوانده تام كروز و نيكول كيدمن ميباشند.
تام كروز رابطه خوبي با دادگاه ها دارد . در سال 98 به همراه همسرش نيكول كيدمن عليه مجله سانديني شكايت كردند . اين مجله نوشته بود ازدواج اين دو براي سرپوش گذاشتن بر تمايلات همجنس بازانه كروز است .
كروز در سال 2003 نيز به خاطر شكايت از دو همجنس باز به نامهاي چاد استيلر و كايل بر فورد كه ادعا كرده اند با كروز روابطي داشته اند ده ميليون دلار غرامت دريافت كرد .
كروز تنها نگران بازگرداندن موقعيت سابقش در هاليوود است در حاليكه كه به تازگي اوضاع به كامش نبوده است .
خبرهاي جديد حاكي از آن است كه تام كروز با كتي هولمز نامزد شده است . اين دو در برج ايفل پاريس طي جشني به نامزدي هم در آمدند . اين سومين ازدواج وي مي باشد .
كروز بعد از جدايي از كيدمن قصد ازدواج با پنه لوپه كروز را داشت ولي به مرحله اجرا نرسيد .
كتي هولمز كه 26 سال دارد بيشتر بازيگر فيلمهاي كمدي و ترسناك بوده و بيشتر شهرت وي در تلويزيون است . او در حال حاضر از تام كروز باردار است و اين مسئله موجب آبروريزي تام كروز گشته است . شايد هم به اين دليل با يكديگر ازدواج نمودند .
جـوايز دريافتي: چنـديـن بـار جـايـزه بـهترين بــازيگر را ازسوي MTV وGOLDEN GLOBE  دريافته كرده است.
درآمد وي تنها از دو فيلم ماموريت ناممكن1 و 2  معادل 150 ميليون دلار بوده است.
 
 
 
 
 
تام كروز و مي مي راجرز
 
تام كروز و نيكول كيدمن
 
تام كروز و پنه لوپه
 
 
تام كروز و كتي هولمز
 
 
تام كروز و كتي هولمز
 
 
+ نوشته شده در  84/12/06ساعت 12:51  توسط ليلا | 

راز

يه شــب بارون زده و مــن و هــجوم بی کسی

منتظر مونده ام تا تو هــم کــی به دادم برسی

واژه به واژه خـــــط ميزنــم شعر بی تو موندنُ

نميشــــه از يـــــادم بــــره غــــزل از تو خوندنُ

نهــــــــايت حضـــورم تو غــروب بی همنفسی

طلـــوع تـــــرانه ای تو کــــوره راه دلــــواپسی

شــــک نکن، موندنم به پــــــــات يه قصه درازه

يه قماره که عشقُ به سادگی به پات می بازه

تـــــو بهونه ای برای ايــــن عاشـــــق ماتم زده

بـــــا تموم بی مهريات بـــــاز به سراغت اومده

اومــــدم باز با تــــــو بخـــــــونم از يـه راز نگفته

چـه حيف که هنوزم گل ترانه هام نشـــــــکفته

تو سپيـــــــــده دمی که دل، باز هوایِ عشقُ داره

بی تو شبگردی غزل خون تا خروس خونش بيداره

ليلی از تو مجنون از من

خواهش از من خواستن از تو

دروغ از تو باور از من

موندن از من رفتن از تو

نيومدن از تو انتظار از من

چه قشنگه نگو زشته

حرفها از دله نه کتابه

مجنونم ليليم باش

ميدونم واست سخته

 اما برام شيرينه

 

محبت چه واژه غريبي
          دنيا چه لغت عجيبي
                   عشق چه زيبا و چه خوبي
                             شادي چه واژه دروغي
تنها چه كلمه آشنايي
          اشك هميشه تو با مايي
                   غم در وجود ما پر
                             زندگي مثل صدف مثل در
مرگ هميشه با ماست
          مردن از غم من كاست
                   خداي بزرگ و بي رقيب
                             براي من تكيه اي هست و اميد
پرواز برام يه آرزوست
          رفتن به آسمونو نزديك شدن به يك دوست
                   سلام اول و آمدن و بودن
                             خداحافظي فقط براي رفتن
پس والسلام اي روزگار بي وفا
Hand-made Ivory Beaded Lily                                             Hand-made Ivory Beaded Lily
 
 دگر عشق تو و روح تو در كالبدم نيست


دگر حرف تو و فكر تو در
جان و دلم نيست


دگر دوست ندارم بشوم ملعبه ی تو


دگر نيست خبر از
هوس زودگذر تو


دگر
خسته شده جان من از دوري تو


چه كردي كه شدم
عاشق زارو همه جا در هوس تو


دگر از عكس تو در شيشة
قلبم خبري نيست


دگر از دست تو در دست
غريبم خبري نيست


ديدي كه چگونه شده ام خوارو خفيفت


در اين طرف و آن طرفت زارو
ذليلت


ديدي كه دوباره مثل ديروز شدي
حاكم قلبم


با دست پليدت دوباره بزدي
تيشه به قلبم


نفرين به تو و
عشق تو درعمق وجودم


نفرين به من و قلب من و باور زودم


نفرين ابد بر تو كه
آتش زدي دامان وفايم


نفرين ابد برمن مسكين كه شدم
مست نگاهت...

 
+ نوشته شده در  84/12/06ساعت 9:38  توسط ليلا | 

ابرو گوندش

ابرو گوندش ۱۲ اکتبر ۱۹۷۴ در استانبول به دنيا آمد.ابرو به عنوان يک فروشنده در يک فروشگاه لباس کار می کرد.تو همون سالها چند تا از مشتريها که صدای ابرو رو شنيده بودن فهميدن که صدای ابرو قشنگه و اون رو به Neshe Demirket ( شرکت موزيک ) بردن, و خواستن صدای اون رو به عنوان يک صدای خوب و زيبا به همه اعلام کنن.اون شرکت چون اون زمان هنوز تشکيل نشده بود برای اينکه صدای ابرو رو ضبطش کنن ابرو رو به دست آقای Selchul Teki و يکی از مشتريها سپردن.وابرو هم با اين دو شخص معروف موزيک اون زمان همکاری کرد. قبل از اينکه ابرو آلبومی بده بيرون و معروف بشه برای اينکه بتونه رو صحنه خوب کار کنه و به صحنه عادت کنه به نزد خانم امل سايين رفت و پيش اون کار کرد.خواننده زيبا در مت زمان کوتاهي برای اينکه آلبوم بده بيرون شروع به کار کرد.
سال ۱۹۹۳ اولين آلبومش به نام Tanri Misafiri ( مسافر الهی ) در دنيای موزيک محشری به پا کرد.صاحبان شرکتی که ابرو اونجا بود با اين آلبوم ميليونها پول در آوردن که ابرو با اين آلبومش چند تا جايزه گرفت. سال ۱۹۹۴ در کانال Kral به عنوان بهترين خواننده زن تا سه سال جايزه رو گرفت.
ابرو بلافاصله بعد از اولين آلبومش آلبوم دوم خودشو به نام Tatli Bela ( عشق شيرين ) رو شروع به ساختن کرد و بعد ازچند وقت که آماده شد اون رو پخش کرد. خواننده جوان تو اين آلبوم آهنگهای رومانتيک خواند.
آلبوم سومش سال ۱۹۹۵ به اسم Ben Daha Büyümedim ( من هنوز بزرگ نشدم ) پخش شد.توی اين آلبوم آهنگهای Firtinalar ( طوفان ها ) و اok Mu Gardünüz ( آيا شادابی را برای من زياد دانستی ) عصيان ميکنه. اين آلبوم سرآغاز دوستی ابرو با Serdar Ortaç بود.
چهارمين آلبومش به اسم Kurtlar Sofrasi ( سفره گرگها ) در سال ۱۹۹۶ بيرون اومد . در اين ميان پيشنهاد بازيگری به ابرو می شد و اون تو سريالهايی که اسم آلبومش رو داشتن به عنوان نقش اول بازی ميکرد.
بعد از دو سال فاصله يعنی در سال ۱۹۹۸ آلبوم Sen Allahin Bir Lütfüsün ( تو لطفی از جانب خداوند هستی ) به بازار موزيک اومد.آهنگ ۱۲ در اين آلبوم به طرز و روش خود ابرو بوده.
ابرو سال ۲۰۰۰ با يک آلبوم خيلی جديدی ظاهر شد به اسم Dِn Ne Olür ( برگرد چی ميشه ). توی استوديو وقتی داشت ميخوند جلوی فيلمبردارا خونريزی مغزی ميکنه و به زمين ميوفته . بعد از اينکه مدتی در بيمارستان بود يک مدت طولانی استراحت کرد و مجبور شد از طرفدارانش دور بمونه. طرفدارانش برای اينکه نسبت به ابرو ابراز علاقه کنن با خريدن آلبوم Dِn Ne Olür اون سال بالاترين رکورد خريد آلبوم در ترکيه رو رقم زدن.
توی اين آلبوم که کارگردان اون آقای تاربک آقانسی که آهنگسازی از آهنگسازهای جوان اون سال بود آهنگ Hata ( خطا ) که مال Sezen Aksu بود جای گرفته بود.توی اين آلبوم يه سورپريز هم بود که آهنگ Deli Deli ( مجنون مجنون ) بود که آهنگ بچه ها بود.ابرو بعد از يه استراحت طولانی شنبه ۱۱ مارس ۲۰۰۰ در مرکز Bestençi کنسرتی اجرا کرد که پول اين کنسرت رو به بيمارستان بخشيد.
ابرو در سال ۲۰۰۱ با ارائه يکی از بهترين آلبوم هايش دنيای موزيک ترکيه رو متحول کرد.نام اين آلبوم Ahdim Olsün است که دو ترانه Sensizim ( بی تو هستم ) و Seni Seviyorum ( تو را دوست ميدارم ) آنرا از ديگر آلبومهايش متمايز ساخته است.
اين خواننده موفق در سال ۲۰۰۳ نيز يک آلبوم به نام Şahane ( شاهانه ) به عرصه موزيک تقديم کرده است.
ابرو در سال ۲۰۰۴ آخرين آلبومشو تا به الآن با نام Bize De Bu Yakişir ارائه کرده است.

 

 

 

+ نوشته شده در  84/12/03ساعت 14:51  توسط ليلا |