![]() |
![]() |
|
| كليه مطالب اعم از اخبار عكس شعر و ......... |
خدا به شيطان گفت : ليلی را سجده کن . شيطان غرور داشت. سجده نکرد. گفت : من از آتشم و ليلی گل است . خدا گفت : سجده کن ،زيرا که من چنين می خواهم شيطان سجده نکرد. سرکشی کرد و رانده شد؛ و کينه ی ليلی را به دل گرفت شيطان قسم خورد که ليلی را بی آبرو کند و تا واپسين روز حيات ، فرصت خواست . خدا مهلتش داد اما گفت: نمی توانی، هرگز نمی توانی. ليلی دردانه ی من است. قلبش چراغ من است و دستش در دست من. گمراهی اش را نمی توانی حتی تا واپسين روز حيات شيطان می داند ليلی همان است که از فرشته بالاتر می رود و می کوشد بال ليلی را زخمی کند عمری است شيطان گرداگرد ليلی می گردد. دست هايش پر از حقارت و وسوسه است او بد نامی ليلی را می خواهد. بهانه ی بودنش تنها همين است می خواهد قصه ی ليلی را به بی راهه بکشد نام ليلی رنج شيطان است، شيطان از انتشار ليلی می ترسد
ليلی عشق است و شيطان از عشق واهمه دارد
ليلی نام تمام دختران زمين است
|
|
+ نوشته شده در
86/12/08ساعت 15:22 توسط ليلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
محمد و عشقش الهه روزهاي ترانه و اندوه عشق و مبارزه (پر) اميد ابدي اخبار و اطلاعات پزشكي اس ام اس آف لاین یار وبلاگی عزیز روزهای سرد تنهایی من(طوفان) |
|
RSS
|